حرفهای دلتنگی

امروزکه داشتم کامنتاموچک میکردم،یه کامنت دیدم که راستش منودلگیرنکرداماخیلی شوکه شدم.شوکه شدم چون من همیشه سعی میکنم مطالبی که توی وبلاگم میذارم گزیده باشه.حالااگه گاهی ازروزمرگی هام بنویسم به نظرشمادلیل بی ذوقی وبیسوادی میتونه باشه؟!
دوست عزیزی که این کامنتوگذاشتندمتاسفانه هیچ نشونی ازخودشون نذاشتندکه مابتونیم ازذوق سرشارشون استفاده کنیم.من فقط فهمیدم که ازتهران کانکت شدند.واسه همین متن کامنت ایشون وجواب خودمو توی این پست میذارم که اگه بازم گذرشون این طرفاافتادوخواستندمنوشرمنده کنن زیادتوی آرشیونگردند.شماهم نظرتون رولطف کنیدبگیدکه اگه واقعاًازنوشته های من اینطوری برداشت می کنید،یه فکری به حال خودم بکنم!!!!!!!!
------------------------------------------------------------------
این حرفا که نوشتن نداره...رفتم اینجا..رفتم اونجا...این روزمرگی ها رو همه دارن..از زور بیسوادی و بی ذوقی نمی دونی چی بنویسی وقتی آدم توو خالی شد همینه...نه والا قصدم توهین نیست اما خودت بخون تو رو علی...اینها چیه ووالا آدم شرمش میشه بگه شماها جوونین و....
از بس هیچ حرفی واسه گفتن نداری....مگه مجبوری بنویسی...
نویسنده: بی تا
پاسخ:

اول اینکه سلام واجبه
دوم خوش اومدیدخانوم منتقد
سوم شماکه اینقدرنکته سنج هستیدوقصدتون هم احیاناًتوهین نیست،بهترنبوداول چرخی توی آرشیوبنده می زدید،بعدکامنت میذاشتید؟
به نظرتون کامنتتون توهین آمیزنیست؟اگه بیسوادوبی ذوق وتوخالی وهمه کلماتی که بکاربردیدازنظرشماتوهین نیست،براتون متاسفم که دربکاربردن کلمات اینقدرناتوان وضعیف هستید.اگه نوشته های دیگران براتون روزمرگی وبیسوادیه، کسی براتون دعوت نامه نفرستاده دوست عزیز.شماکه باخوندن یه پست کوتاه درموردافراداینطورقضاوت می کنیدحداقل ردپایی ازخودتون میذاشتیدتادیگران هم درموردشماقضاوت کنن.
بهرحال برای نظرتون احترام قائلم ولی امیدوارم که خدابصیرتی بهتون عطاکنه که اینقدرظاهربین نباشیدوزودقضاوت نکنید.
نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin