حرفهای دلتنگی

بعدترنوشت:

دوستهای گلم،اون کاری که گفتم رفتم واسه مصاحبه،هنوزدرهمون حدمونده وخبری نیست.زیادامیدوارنیستم که خبرم کنن.چون ازاین مصاحبه هاوتکمیل مدارکهازیادواسم پیش اومده که بعدش هم خبری نشده.تازه اینکارهم درسته خصوصیه اماوابسته به یکی ازادارات دولتیه که فعلاًبین شرکت مذکور و اون اداره تعاملی برای جذب نیروتوی اون واحدی که منومعرفی کردن برقرارنشده.یعنی اینکه شرکت میگه مانیروی خودمون رومعرفی میکنیم ولی اونامیگن ازنیروهای موجوددراداره استفاده میکنیم.اینه که من همچنان بیکارم ودرخدمت شماهستم.برام دعاکنیداگه خیروصلاح من توی این کارهست،جوربشه.

ممنونم واسه تموم محبتاتون.

---------------------------------------------

سلام دوستهای مهربونم.

ازهمه تون ممنونم که باکامنتاتون منوازیادنمی برید.گاهی که فکرمیکنم ازاین دنیای مجازی خیلی متعجب میشم.چطوری میشه که توی دنیای مجازی بدون اینکه دوستاتوحتی دیده باشی ویاباهاشون هم کلام شده باشی اینقدراحساس نزدیکی باهاشون میکنی ودلت براشون تنگ میشه؟!!!!دلم برای همه تون تنگ شده بود.

مهمونام امروزرفتندومنم که دلتنگتون بودم زودی پریدم اینجا!!!!!!!!!!

سرماخوردگیم بهترشده اماهنوزکامل خوب نشده و دوران نقاهت رومیگذرونم.

به نظرتون چی میشه که یکدفعه هزارتاکاربی ربط وباربط میریزه روی سرآدم؟!گاهی هم ازبیکاری،هرکاری میکنی زمان نمیگذره!

خیلی وقت بودبی خیال کارکردن شده بودم.هرچندهمیشه یه گوشه ذهنم درگیراین قضیه بود.حالاتوی این چندروزکه حسابی مشغول بودم یه بنده خدایی منومعرفی کرده به یه شرکت خصوصی.زنگ زدن که بیامصاحبه.رفتم وokشد.قرارشدبعداًزنگ بزنن وخبرم کنن.حالاتوی این روزها،هرروزبه من زنگ میزدن بیاواسه تکمیل پرونده!!یکدفعه هم نمیگن چی میخوان راحتم کنن.تاامروزnباررفتم اونجا و هردفعه nتاکپی ازمدارک تحصیلی وسوابق کاری و هویتی خودم وامین +nقطعه عکس دادم.تازه دیروزمیگن مدارکت تکمیل شده!سازمان س.یا هم اینقدرمدارک ازآدم نمیخوادکه ایناخواستن.

یه جورایی احساس میکنم الکیه امادوباره بدجوری هوایی کارکردن شدم.

نوشته شده در دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin