حرفهای دلتنگی

سلام به همه دوستهای خوبم که یادشون همیشه با منه.

بعداز١٠روزبرگشتم.گرچه چندروزی ازامین دوربودم وطول کشیدتابه من ملحق شدامااگه خدابخوادباروحیه بالابرگشتم.

توی شبهاوروزهایی که ملتمسانه دست به دعابرداشتم به یادهمه تون بودم وامیدوارم که شماهم منوازدعای خیرتون فراموش نکرده باشید.

به همه سرمیزنم ومیخونمتون.

---------------------------------------------------------

توی یه روزبرفی بادوتاازدوستهای مجازی قرارداشتم.پرنازعزیزو رویای بهارمهربون.آشنایی من وپرنازکه به خارج ازدنیای مجازی برمی گرده وهرچی ازسادگی ومهربونیش بگم کم گفتم.امارویای بهارکه توی دنیای مجازی باهم آشناشدیم ویه باردیگه هم که اتفاقاًاون روزهم برفی بوددیده بودمش.

ساده ومهربون وبی ریا.انگارکه سالهاست میشناسمش.توی اون روزبرفی وتوی اون کافی شاپ دنج،اینقدرگفتیم وگپ زدیم که گذرزمان روواقعاًاحساس نکردم.احساس سبکی میکردم.بی هیچ تکلفی.

دوستتون دارم دوستهای خوبم وخوشحالم که رابطه ماازمجازبه واقعیت رسیده.

قراربودغزلمیس عزیزهم ماروهمراهی کنه که متاسفانه مقدورنشد.اماجات خالی بودغزل.

نوشته شده در یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin