حرفهای دلتنگی

ازآخرین پستم چندروزی گذشته.توی این چندروزهمه چی دست به دست هم دادکه من نتونم آپ کنم.تصمیم داشتم واسه شب یلدایه پست توووووووپ بذارم اماکامپیوترم همش سازمخالف میزد.سرعتش درحدمرگ پایین اومده بود.ویندوزعوض کردم،فرمت کردم،هرچی باهاش مداراکردم نشد.ناچاربه امین پیشنهاددادم اگه لپ تاپ رولازم نداری چندروزی باخودت نبرکه من به کارام برسم.اماهمون شب که این پیشنهادرودادم لپ تاپ امین هم قاطی کرداسااااااااااااااااااااااااسی.درایورهاهمه ویروسی شده بودند!!حسابی کلافه شده بودم.سیستم خودم که همچنان توی کماتشریف داره.لپ تاپ هم امروزروبه راه شده.ازطرفی توی دوروزگذشته همش درگیرهمون کارکذایی هم بودم.سه شنبه ساعت12ظهرتماس گرفتن که خودتوبرسون دفترشرکت که جلسه توجیهی داریم.حالامن هزارتاکارناتموم توی خونه داشتم که میخواستم همه روتاقبل ازاومدن امین انجام بدم!همه چی همونجوری نیمه تموم موندتاساعت 5که برگشتم خونه وروی دورتندهمه کارهاروانجام دادم ومراسم شب یلدای دونفره مون به شادی گذشت.

چهارشنبه هم از8صبح تا2بعدازظهرتوی اداره بودیم برای تحویل سایت وتجهیزات.درنهایت هم هنوزمعلوم نیست که بالاخره مامیریم سرکاریاسرکاری هستیم!چون فعلاًبایدمنتظربمونیم تامجوزاستقرارماتوی اداره صادربشه واین پروسه باتموم کارشکنی هایی که داره انجام میشه معلوم نیست چقدرطول میکشه.

الان هم تایه فرصت پیداکردم اومدم نت!ترسیدم بازم ابروبادومه خورشیدوفلک،دست به دست هم بدن!

پ.ن.1:- قابل توجه سعیده:اون شب همش به فکرت بودم دیووووووووووونه-

پ.ن.2:عکس شب یلدارودراسرع وقت میذارم.

پ.ن.3:ازهمه دوستانی که شب یلدابه یادم بودند ممنونم.ببخشیدکه اون روزنتونستم بهتون سربزنم.

نوشته شده در پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin