حرفهای دلتنگی

همچنان بین مسیرخونه تادفترشرکت دررفت وآمدم.

باکلی جزوه وکلاس توجیهی وآموزشی مشغولم.

اماهمچنان همه چیزدرهاله ای ازابهام است.

این روزهابیشترازهمه روزهای عمرم معنی پارتی وپارتی بازی رامی فهمم وهمچنان

 دلم میسوزدازباغی که میسوزد.

دلم برای همه تون تنگ شده.به یادهمه تون هستم.بااااااااااااااااااااورکنید.

فعلاًحضورکمرنگ منوبپذیریدتاببینم بالاخره چیکاره هستم.

نوشته شده در سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin