حرفهای دلتنگی

حس خیلی قشنگیه اینکه ازپنجره اتاق محل کارت،آسمون برفی روببینی.

امروزشیفت عصربودم وازوقتی اومدم همش چشمم به بیرونه.برف شدیدی داره میادوهمه جاروسفیدپوش کرده.دلم میخوادبرم برف بازی.حیف که نمیشه.

درختهای کاج توی اداره همه شون سفیدشدن.چندتاگل رزهم،درست زیرپنجره اتاقمونه که توی این هواغنچه داره!!حالاغنچه های نیمه بازشون زیربرف مونده.یخ میزنه خب!!!!!!!!!!ماشین های پارک شده،برف روشون نشسته.مردم هم بااحتیاط کامل دارن ازخیابون ردمیشن که نیفتن.برف باهمه قشنگی وزیباییش،همین سرسره بازیش آدم رواذیت میکنه.ولی بااینحال من برف روخیلی دوست دارم.خدایاشکرت.

 

نوشته شده در چهارشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin