حرفهای دلتنگی

یک سال است که دم به دم چشم به لحظه هایش دوخته ایم ونفس نفس گوش به نفس هایش داده ایم وچه عاشقانه زندگی کرده ایم.

به یمن اولین سالروزشروع این عشق،درجشن تولدبهرادهمراهمان باشید.

ساعت4عصر،روزپنج شنبه منتظرتون هستیم.

امین و صبا

-----------------------------------------------------------------

یکسال گذشت و چه زودگذشت.باتموم سختی هاش و باتموم دلواپسی هاش.حالاپسرکوچولوی من،شیطون و بازیگوش شده و باشیرین کاریهاش دلبری میکنه.

حالاوقتی باشنیدن یه آهنگ ریتمیک،شروع به دست زدن میکنه ومثلاًمی رقصه!من تاآسمونهاپروازمیکنم.وقتی باماشین ها و اسباب بازیاش بازی میکنه و به زبون خودش باهاشون حرف میزنه،قندتوی دل من آب میشه.

وقتی میخوادکاری روانجام بده و نمیتونه و به من میگه بیادلم میخوادازآغوشم جداش نکنم و......

حالاوقتی به یکسال گذشته نگاه میکنم،خداروشکرمیکنم واسه تموم لطفی که به من داشته.واسه تموم بخشندگی هاش.واسه داشتن یه خانواده سالم وشاد.

خدایاواسه همه چی ازت ممنونم.

 


پ.ن.1: متن فوق،متن کارت تولدبهرادبود.

پ.ن.2:تولدبهرادرواصفهان_خونه پدرشوهرم _برگزارکردیم.

پ.ن.3:هدیه من وامین به بهرادیه ماشین شارژی بود.

پ.ن.4:واسه دیدن عکسهای بهرادبریدادامه مطلب.


هدیه من وامین وعکس العملهای بهرادخواب آلود!

                                                                                                                                

 

میز پذیرایی رنگین کمانی (باتشکرازموسسه آشنا که زحمت کارت دعوت وبیسکویت هاویکسری ازتزیینات روکشید)

 

اینم عکس العمل بهرادوقتی دستشوکردتوی کیک!

نوشته شده در یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin