حرفهای دلتنگی

دل من عادت داشت که بماندیکجا،به کجا؟!

معلوم است به درخانه تو!

دل من عادت داشت که بماندآنجا،پشت یک پرده توری،

    که توهرروزآنرابه کناری بزنی!

دل من ساکن دیوارودری،که توهرروزازآن می گذری.

دل من ساکن دستان توبود

دل من گوشه یک باغچه بود،که توهرروزبه آن می نگری.

راستی دل من رادیدی؟؟!!!! 

نوشته شده در یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin