حرفهای دلتنگی

عجب صبری خدادارد، اگرمن جای اوبودم، همان یک لحظه اول که اول ظلم رامی دیدم ازمخلوق بی وجدان،جهان راباهمه زیبایی وزشتی،به روی یکدگر ویرانه می کردم.

عجب صبری خدادارد،اگرمن جای اوبودم،که درهمسایۀ صدهاگرسنه،چندبزمی گرم عیش ونوش می دیدم،نخستین نعره مستانه راخاموش آن دم برلب پیمانه می کردم.

عجب صبری خدادارد،اگرمن جای اوبودم،که می دیدم یکی عریان ولرزان،دیگری پوشیده ازصدجامه رنگین،زمین وآسمان راواژگون مستانه می کردم.

عجب صبری خدادارد،اگرمن جای اوبودم،نه طاعت می پذیرفتم،نه گوش ازبهراستغفاراین بیدادگرهاتیزکرده،پاره پاره درکف زاهدنمایان تسبیح راصددانه می کردم.

عجب صبری خدادارد،اگرمن جای اوبودم،برای خاطرتنهایکی مجنون صحراگردبی سامان،هزاران لیلی نازآفرین راکوبه کوآواره ودیوانه می کردم.

عجب صبری خدادارد،اگرمن جای اوبودم،به گردشمع سوزان دل عشاق سرگردان،سراپای وجودبی وفای معشوق راپروانه می کردم.

عجب صبری خدادارد،اگرمن جای اوبودم،به عرش کبریایی باهمه صبرخدایی تاکه می دیدم عزیزنابجایی،بریک نارواکرده خواری می فروشد،گردش این چرخ راوارونه بی صبرانه می کردم.

عجب صبری خدادارد،اگرمن جای اوبودم،که می دیدم مشوش عارف وعامی،زبرق فتنه این علم عالم سوزمردم کش،بجزاندیشه عشق ووفا،معدوم هرفکری دراین دنیای پرافسانه می کردم.

عجب صبری خدادارد!چرامن جای اوباشم؟!همین بهترکه اودرجای خودبنشسته وتاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق رادارد!وگرنه من جای اوبودم،یک نفس کی عادلانه سازشی باجاهل وفرزانه می کردم؟!

عجب صبری خدادارد!عجب صبری خدادارد!

"معینی کرمانشاهی"

نوشته شده در دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin