حرفهای دلتنگی

خدایا،الان ازاون لحظه هاییه که دوست دارم باهات حرف بزنم،هرچندهمیشه دوست دارم باتوحرف بزنم ولی گاهی دل مشغولی های این روزگارمنوازت دورمی کنه.

خدای مهربونم،گاهی وقتهاکه توی طوفان ناملایمات زندگی گرفتارمیشم،دلم انگارمیخوادپربکشه به اون بالاها،شایدزودترجوابشوبدی.می دونم که هرچقدرمن ودلم پایین باشیم تواونقدربزرگ وبیناومهربونی که ماروتنهانمیذاری،اماچکارکنم،ازدست من کاری ساخته نیست.دلم بیتاب میشه،بیقرارمیشه وهمین بیتابی وبیقراری منوبیقرارترمی کنه.گریه می کنم،دادمی زنم،بغض می کنم وازتو می خواهم که کمکم کنی.می دونم که کمکم می کنی،می دونم که تنهام نمیذاری،همونطورکه هیچ وقت تنهام نذاشتی،اماتوی اون لحظه های سخت چنان نیازمندومحتاج توام که همش باخودم میگم نکنه خدافراموشم کرده،چراجوابمونمیده،چرادعاموبرآورده نمی کنه وهزاران سوالی که درذهنم نقش می بنده وباتمام وجودم فریادت می زنم.می دونم که بنده های واقعی ات روتوی همون لحظه های سخت محک میزنی واونهاهم خودشونوبه تونشون میدن،اماچکارکنم که هرباربه دلم نهیب میزنم که آروم باشه ومنتظروامیدواربه کمکت باقی بمونه،بیقرارترمیشه!خدایا،ازت ممنونم که توی هربحرانی،هراضطراب ونگرانی دستموگرفتی وکمکم کردی.میدونم که همه چیزحکمت وخواست توبوده وهست،پس کمکم کن که همیشه بنده شاکری باشم.به من ایمان وصبروتحمل عطاکن که درلحظه های ناب زندگی همواره شاکربه درگاه پرکرم توباشم ودرلحظه های سخت استجابت دعا،به دستانم استقامت بده که همچنان روبه آسمان رفیع توبلندومحکم ایستاده باشدوبه قلبم آرامش واطمینان بده که هرقدرهم طوفان حوادث شدیدتر وزید،درقلبم لرزشی پیش نیایدوصبوروامیدوارباقی بماندوبداندکه تاتوتکیه گاه وپشتیبان من هستی،هیچ نیازی به حمایت وپشتیبانی بنده تونخواهم داشت که اوخودسخت محتاج ونیازمندتواست.

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin