حرفهای دلتنگی

قبل نوشت:عیدتون مبارک.شادباشید.

-----------------------------------------------------------------

بچه که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم،اکنون که بزرگ شدیم چه دلتنگیم!کاش دلهامون به بزرگی همون بچگی بود.

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش راازنگاهش می شدخواند.کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم.کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود.کاش قلبهادرچهره هابود!حالااگرفریادهم بزنیم،کسی نمی فهمدودل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم.

دنیاراببین...

بچه بودیم ازآسمان باران می آمد،بزرگ شدیم ازچشمهایمان باران می آید!بچه بودیم همه چشمهای خیسمون رومی دیدند،بزرگ شدیم هیچکس نمی بینه!

بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم،بزرگ شدیم توی خلوت!بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست،بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه!

بچه بودیم همه رو،ده تادوست داشتیم،بزرگ که شدیم بعضیها روهیچی،بعضی هاروکم،بعضی هاروبی نهایت دوست داریم.

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم وهمه یکسان بودند،بزرگ که شدیم قضاوتهای درست وغلط باعث شدکه اندازه دوست داشتنمون تغییرکنه.کاش هنوزهم همه روبه اندازه همون بچگی،ده تا،دوست داشتیم.

بچه که بودیم اگه باکسی دعوامی کردیم،یک ساعت بعدفراموش می کردیم.بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالهایادمون می مونه وآشتی نمی کنیم.

بچه که بودیم گاهی بایک تیکه نخ سرگرم می شدیم،بزرگ که شدیم حتی صدتاکلاف نخ هم سرگرممون نمی کنه.

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیزبود.بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزشد.بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود.بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی روداریم.

بچه که بودیم توی بازیهامون همش ادای بزرگترهارودرمی آوردیم.بزرگ که شدیم همش توی خیالمون برمی گردیم به بچگی!

بچه که بودیم درددلهارو به یک ناله می گفتیم وهمه می فهمیدند.بزرگ که شدیم درددل رابه صدزبان به هرکسی می گوییم،هیچ کس نمی فهمد.

بچه که بودیم،بچه بودیم!بزرگ که شدیم،بزرگ که نشدیم هیچ،دیگه همون بچه هم نیستیم!! 

- اقتباس ازسایت روزنه-

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin