حرفهای دلتنگی

قراربود28اسفندبریم اصفهان،امادریک اقدام غافلگیرانه27ام راهی سفرشدیم.حالابماندکه من چطوری دریک نصفه روزوسایل سفرروجمع کردم وهفت سین چیدم و کارهای باقیمانده رو به اتمام رسوندم!آخ

جاده هاخیلی شلوغ بود و روزی که رفتیم بادشدیدی هم مزیدبرعلت شده بودوترافیک جاده روسنگین ترکرده بود.

بارهااصفهان رفته بودم وشلوغی وازدحام مسافرهارودیده بودم،امابه نظرم امسال خیلی شلوغ بود.خیلیییییییییییی.نشون به اون نشون که 2ساعت توی ترافیک ورودی باغ پرندگان وپارک ناژوان بودیم وآخرش ترجیح دادیم یه راهی واسه فرارپیداکنیماوه

یه روزهم رفتیم خوانساروگلپایگان که ازشدت بادوسرما،دندونهامون همش به هم میخورد!

دوروزهم رفتیم یزد.اونجاهم شلوغ بود.اینقدرکه تموم عکسهایی که میخواستیم مثلاًدونفری باشه،دسته جمعی شدهنیشخندکلی تلاش می کردیم یه جای دنج روپیداکنیم که بشه عکس گرفت،تاسه پایه روتنظیم می کردیم وفیگورعکس می گرفتیم،کلی آدم سروکله شون پیدامی شد.جالب اینجاست که خیلی هااصلاًبراشون مهم نبودکه دقیقاًموقع فلاش زدن دوربین ازوسط کادرما،رد می شدنعصبانی

امادرکل خیلی خوش گذشت.بخصوص یزدکه اولین باربودمیرفتم.هرچندبی نهایت شلوغ بوداماعالی بود.توصیه میکنم حتماًواسه دیدنش وقت بذارید.البته اگه مثل من جاهای تاریخی رودوست دارید.درغیراینصورت بهتون خوش نمی گذره،چون یزدازلابه لای برگهای تاریخ جامونده.انگاردست روزگارفرصت ازبین بردن اونو پیدانکرده.

پ.ن.1:ازاونجاکه خیلی توی یزدبه من خوش گذشت،شرح کاملترسفرنامه روتوی ادامه مطلب براتون میذارم.بی انصافیه اگه آدم جاهای دیدنی کشورش روبه دیگران معرفی نکنه.

پ.ن.2:اصفهان هم مثل همیشه عالی بودوبی اندازه شلوغ.

پ.ن.3:ازته دل دعامیکنم که مردم ایران همیشه،همینجوری سفربرن!البته بیشترمنظورم اینه که توانایی مالی سفررفتن راداشته باشند!!(البته کاش هتلهاومسافرخونه هاوحتی متل ها!!!!هزینه اقامتشون پایین بیادکه مردم مجبورنباشن توی پارک وخیابون وبیابون چادربزنن!)

پ.ن.4:یه عکس ازسفره هفت سین امسال میذارم توی ادامه مطلب.این سفره وآماده کردنش همیشه یادم میمونه،که باعجله وحواس پرتی کامل چیده شد!چشمکجالب اینکه سیب قرمزتوی خونه نداشتیم!ضمناًسکه وسنبل هم به دلایلی که توی پستهای قبلی گفته بودم نذاشتم.

پ.ن.5:واسه همه تون سال خوبی آرزومیکنم.به همه تون سرمیزنم.


یزد،کویری بزرگ وسرزمینی تاریخی که نه گل وبلبلش ونه دریاوساحلش،که خشتهای خامش همگان رابه سوی خودمی خواند.خشت هایی که ریشه درتاریخ دارندو رو به سوی آسمان.نشان ازعظمت ایرانیان وجلوه گری فرهنگ وتمدن ایرانی.سفربه یزد،سفربه دوران دیگری ازتاریخ است.دورانی که ازساختمانهای سربه فلک کشیده خبری نیست وهنوزهم می توان اصالت وآرامش رادراین شهرکهن جستجوکرد.

یزدبه معنی پاک ومقدس است.نام قدیمی آن"ایساتیس"است که بعدهابه"دارالعباده"تغییریافته.کلمه یزد،ریشه در"یشت"به معنای ستایش ونیایش داردکه نام یکی ازفصلهای کتاب مقدس زرتشتیان است.

بناهای تاریخی زیادی توی یزدهست که قدمتشون به 800 سال وبیشترهم می رسه وهرکدوم درنوع خودبی نظیرند.مثل مجموعه امیرچخماق که ازبالای اون تقریباًتموم بادگیرهای یزدپیداست وچقدرزیبابوددیدن غروب آفتاب ازاون بالا.

مسجدجامع کبیرهم عظمتی بودواسه خودش.مناره هاش اینقدربلندورفیع بودند که واقعاًفکرمیکردی به آسمون رسیدن.ابهت این مسجد800ساله،بدجوری منو مبهوت کرده بود.جالبه که نصف شبستانهای این مسجدطبق سلیقه شیعیان ونصفش باسلیقه اهل تسنن ساخته شده.ضمناًطولانی ترین قنات دنیاازآب انباراین مسجدمی گذشته.

بعدازمسجدبایدتموم مسیرروپیاده می رفتیم.چون امکان ترددماشین توی کوچه های این بافت قدیمی که به خشت خام معروفه نبود-هرچندعده قلیلی رعایت نمی کردن وباماشین می اومدن!-ازمیدان خان گرفته،تابازارهای رنگارنگ سنتی وبازارمسگرهاوصدای دینگ دینگ مسگرهای پیرش،تاطرحهای چشم نوازقالی هاوترمه ها،همه دیدنی بود.کوچه های تنگ ودیوارهای کاه گلی بلندوساباط هایی که جلوی گرمای سوزان کویررومی گرفتند.ازخانه ملک التجارومشیرالممالک ولاریهاوآتشکده زرتشت که آتشی باقدمت هزاران ساله هنوزدرآن روشن است.دیدن باغ دولت آبادکه قدمت آن به زندیان می رسدومهم ترین مشخصه آن وجودبلندترین بادگیرجهان درآن است.بنایی چشم نوازکه هم درروشنایی روزغافلگیرکننده است وهم درتاریکی شب اغواکننده.چراکه دیدن فانوسهایی که درکنارآب روان این باغ ازمیان درختان کهنسال آویزان است،بسیاززیباست.ازهمه اینهاگذشتم ویقین حاصل کردم که سفربه یزد،نه تنهاجابجاشدن درپهنه جغرافیا،بلکه سفربه هزارتوی تاریخ است.

اینم سفرنامه وعکس سفره هفت سین به یادماندنی من!

 

نوشته شده در دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin