حرفهای دلتنگی

هنوزلذت سفرتوی وجودم بودکه سیزده به دررسید.طبیعت زیبا و سرسبزبود وحسابی به من خوش گذشت و همین سبزی وطراوت،وجودم رو سرشارازانرژی وتازگی کرد.اماجای همه تون سبز.دیروز یه جایی رفتیم که شادی ونشاطم تکمیل شد.بادیدن اونهمه زیبایی دلم میخواست دادبزنم.باتموم وجودم هزاربارخداروشکرکردم.خدایاشکرت که لذت دیدن وحس کردن اینهمه زیبایی ودرک قدرت بیکرانت روازمن دریغ نکردی.

به پیشنهادآقای شوهر،دیروزرفتیم آبشاربیشه.وصفش رو زیادشنیده بودم امافکرنمی کردم به این زیبایی باشه.بعدازگذشتن ازجاده ای پرپیچ وخم وسرسبز،رسیدیم به آبشار.انگاریه تیکه ازبهشت بود و من واقعاً نمی دونستم چه جوری شادی خودم واحساس لذت بخشی که بهم دست داده بود رو بروزبدم.عکسش رومیذارم توی ادامه مطلب.اینکه آبشاربیشه کجاست روبه خودتون میسپارم.چشمک

ازهمسرمهربونم هم واسه پیشنهادعالیش خیلی ممنونم .قلب


 

نوشته شده در یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط صبا دل نوشته های شما ()


Design By : Pars Skin