" اندراحوالات خودم!"

سلام.یه سلام سرماخورده وکم جون!!!

ازهمه تون ممنونم دوستای مهربون که احوالم رومی پرسید و به من لطف دارید.

راستش این چندوقت هم مهمون داشتم و هم سرماخوردم.دلیل به روزنشدن وبلاگم هم همین بود.شب عیدقربان که برادرشوهرم وخانمش ودخترشون اومدن.

بعدهم که مامانم اینا+خانواده عموم اومدن وحسابی سرم شلوغ بود.بعدش هم که سرماخوردم واصلاًجون توی تنم نیست.الان هم به زورنشستم این چندخط روتایپ کنم.امشب هم ولیمه یکی ازدوستهای پدرشوهرم دعوتیم ومن اصلاًحس مهمونی رفتن ندارم.امابایدبرم.

احتمال خیلی خیلی زیادآخراین هفته هم مهمون دارم.باباومامان امین میان.

مراقب خودتون باشید.

/ 40 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر چون ماه شبی می کشم از پنجره سر اندوه که خورشید شدی تنگ غروب افسوس که مهتاب شدی وقت سحر

مهتاب اسمانی

صبا جونم سلام .خوبی بهتری . ديدم در آن كوير درختي غريب را محروم از نوازش يك سنگ رهگذر تنها نشسته اي، بي برگ و بار، زير نفسهاي آفتاب در التهاب، در انتظار قطره باران در آرزوي آب . *** ابري رسيد، - چهر درخت از شعف شكفت . دلشاد گشت و گفت : « اي ابر، بشارت باران ! « آيا دل سياه تو از آه من بسوخت ؟! غريد تيره ابر، برقي جهيد و چوب درخت كهن بسوخت[گل]

کلبه برفی من

سلام صبا جون ااااااا من برات کامنت گذاشته بودم اما انگار نیومده بهتری خانومی؟

افشین

[گل] درود بر شما دوست گرام .. [گل] بروزم با : از سري داستانهاي كوتاه : افشين كتاب مهتاب جلد 1 [گل] خداوند نگهدار ایران باد ... [گل]

یک زن

امیدوارم زودتر خوب بشی نازنین. ممنون که جویای احوالم بودی.[گل]

مونا

صبا خانومی من...سلام... خوب شدی ؟

مهتاب اسمانی

صبایی خوشگلم خوب نشدی [پلک] نکنه بازم مهمون داری[کلافه]

سحر

الان مریضی که آپ نمیکنی یا مرض داری؟؟ یا مهمون داری یا حال نداری یا اینترنت نداری یا به من ربطی نداره چرا آپ نمیکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

احمد

باسلام وخسته نباشی وب قشنگی داری حال کردم امیدوارم ادامه بدی به من هم سربزن موفق باشی دوست خوبم