امروزپنجمین روزکاریمه واین اولین آپ ازمحل کاره.

احساس بیکاری مفرط وکشداری که ازصبح تاظهربامنه،بدجوری خسته ام میکنه.

دلم میخوادفعال باشم امانمیشه.من به این رکودویکنواختی عادت ندارم واذیت میشم.

هنوزهم وضعیت همونطوره که توی پست قبل گفتم.گرچه کمی والبته خیلی کم،بهترشده امااین تغییرنامحسوس فقط توی مسائلیه که به کارمون هیچ ارتباطی نداشته باشه.

دلم نمیخواداینجوری پیش بره.گرچه میدونم یه جایی این قضیه حل میشه اماطولانی شدن این روندآدموخسته میکنه.

تاحالاازبیکاری خسته شده بودید؟!!!!!!!!

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان رهام و فرهام

هممون از بیکاری خسته می شیم نگران نباش فکر کن ببین تو این زمان بیکاری می تونی چه کاری واسه خودت بکنی[لبخند]

hasti

سلام صبا جون خوبی؟ وبت عالیه خوشحال میشم به آسمون دلتنگی منم سر بزنی میتونم بلینکمت عزیزم؟[نگران]

کلبه برفی من

سلامممم صبا جونم خوبی؟ نازییییی ایشالا با گذشت یه کوچولو زمان همه چیز همون طوری می شه که می خوای برای من خیلی کم پیش اومده که از بیکاری خسته شده باشم اصلا یادم نمیاد آخرین بار کی بود که بیکار بودم [نیشخند]

default

بله بیکاری زیاد کشیدم درست میشه ایشالا

روياي بهار

بيكار ي خيلي بهتر از كار براي هيچه ... ولي ايشالا بعد از كمي بيكاري با پركاااااري روبرو شي عسيسم

سحر

قدر بدون خره عمر خوشی و بیکاری روزای اول کار خیلی کوتاهه

غزل

خب پاشو بدو[نیشخند]

هادی

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زل بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره وبلاگ خوبي داري موفق باشي اگه مايل هستي منو به لينكت اضافه كني خبرم كن منم تو لينكم اضافه كنم